عشق جاودان
خداحافظی
اومدم خداحافظی دیگه دارم میرم سفر دوست نداشتم بمونی از حال و روزم بی خبر
اومدم بهت بگم که چشم به راه من نمون دیگه آخرین دفعه ست پا میزارم تو خونه تون
واسه من گریه نکن سیاه نپوش پشت سرم شاید اینجوری بتونم تو رو از یاد ببرم
واسه بدرقه م نیا چیزی نگو حرفی نزن میدونم سخته برات دیدن من توی کفن
اینجوری نگام نکن ازت خجالت میکشم دوست نداشتم که یه خط روی رفاقت بکشم
بگو بخشیدی منو که باید از پیشت برم چه ببخشی چه نبخشی آخرش مسافرم
من دارم میرم از اینجا نگران من نباش آخ نفسم بند اومده خونه سنگینه هواش
اینو یادت بمونه رفتنی ها باید برن حالا نوبت منه فرشته ها منتظرن
=============================
تیر خلاص
هرجا میری خیانته واسه همه یه عادته انگاری احساس میکنن اینم یه جور عبادته
خسته م از حرف تو و اون و همه کار و کسم پاشو یه کاری بکن جون همه کست قسم
وقتمو هدر نده حرف اضافی ام نزن بابا من خودم میخوام تیر خلاصمو بزن
نظرات شما عزیزان: شنبه 17 تير 1391برچسب:, :: 13:55 :: نويسنده : عشق جاودان
پيوندها
نويسندگان |
||
![]() |